تبليغاتX
آه می کشد دریا

 

 وداع

 

 

 

 

بچه ها ما ُداریم می کشیم کنار

 

بالاخره 1 روزی باید می رفتیم

 

به شما هم توصیه می کنم از خودتان بپرسید

 

برای چی اینجا هستید؟

 

توی دنیای مجازی زندگی نکنید.

 

از مشکلات فرار نکنید.

 

به امید موفقیت های همه ی شما

 

این وبلاگ فقط 1 روزنه ی امیدبرای یه دوست بود.

 

 که اونم خبر داده که مردی شده ونیاز به کمک نداره 

 

این درم بسته شد.

 

                                        یا حق    
+ نوشته شده توسط سهیل در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت 17:35 |

 

 

چگونه از انتقاد نگران نشویم  

 

                                                                                          

 

اگر قرار باشد سرت را بالا تر از دیگران نگه داری،حتما بر تو

 

 

خرده خواهند گرفت،بنابراین به این قضیه عادت کن.

 

 

بیاییم برای خودمان قانونی وضع کنیم:

 

 

که نهایت سعی مان را بکنیم وبعد چتری را بالای سرمان

 

 

بگیریم وبگذاریم باران انتقاد بجای آنکه از یقه مان پائین برود ،از

 

 

اطراف چترمان روی زمین بریزد.

 

 

 

 

  آیا شما فقط از کسانی که تحسین تان کرده اند،با شما

 

 

مهربان بوده اند، ودر کنار شما ایستاده اند،چیز یاد می گیرید؟

 

 

آیا از کسانیکه شما را پس زده اند و مقابلتان ایستاده اند وبا

 

 

شما بحث کرده اند چیز یاد نگرفته اید؟

 

 

 

منطق ما مثل قایق آروارهای است که در دریای تاریک و عمیق

 

 

و طوفانی احساسات بالاو پائین میرود. بسیاری از ما نسبت

 

 

به آنچه که هستیم حسن ظن داریم،به گذشته فکر می کنیم

 

 

و آنچه که امروز بوده ایم می خندیم.

 

 

 

 

به جای آنکه منتظر بمانیم تا دشمنانمان از ما انتقاد کنند،بهتر

 

 

است آنها را به این کار تشویق کنیم.بیائید خودمان جدی تر ین

 

 

منتقد خود باشیم.بیائید قبل از آنکه دشمنانمان فرصتی پیدا

 

 

کنند که حتی یک کلمه ذرباره عیب های ما حرف

 

 

بزنند،خودمان آن را پیدا و درمان کنیم

 

 

و بدانیم که "عقاید دشمنانمان درباره ما بیش از عقاید خودمان

 

 

مقرون به حقیقت است."

 

 

هر آدمی در طول روز حد اقل پنج دقیقه احمق است .عقل

 

 

یعنی این که نگذاریم حماقت از این مدت بیشتر شود.

 

 

آدم ضعیف با کمترین انتقاد از کوره در می رود،ولی انسان

 

 

عاقل از کسانی که از او انتقاد می کنند وآزارش می دهندو

 

 

"سر راهش قرار می گیرند"چیز یاد می گیرد.

 

 

 

تا وقتی که در قلب خودت مطمئنی که داری کار درستی انجام

 

 

می دهی،از حرفهاییکه مردم به تو خواهند زد ناراحت نشو.

 

 

هر کاری را که قلبا به صحت آن اعتقاد دارید انجام بدهید،چون

 

 

در هر حال از شما انتقاد می کنندو چه آن کار را بکنید و چه

 

 

نکنید به شما لعنت خواهند فرستاد.

 

 

ویادمان باشد

 

 

مردم شبانه روز درباره من وشما فکر نمی کنندو به آنچه که

 

 

درباره ما می گوینداهمیتی نمی دهند.آنها همیشه و همه

 

 

وقت ،قبل از صبحانه ،بعد از صبحانه و دقیقا تا ده دقیقه بعد از

 

 

نیمه شب ،فقط به خودشان فکر می کنند.آنها برای سر

 

 

دردجزیی خودشان هزاران بار بیشتر از خبر مرگ من وشما

 

 

آشفته می شوند.

 

 

 

+ نوشته شده توسط سهیل در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت 11:23 |

 

 

واحه اي در لحظه


 

 


به سراغ من اگر مي آييد،


پشت هيچستانم.


پشت هيچستان جايي است.


پشت هيچستان رگ هاي هوا، پر قاصدهايي است


كه خبر مي آرند، از گل واشده دور ترين بوته خاك.


روي شن ها هم، نقش هاي سم اسبان سواران ظريفي است كه صبح


به سر تپه معراج شقايق رفتند.


پشت هيچستان، چتر خواهش باز است:


تا نسيم عطشي در بن برگي بدود،


زنگ باران به صدا مي آيد.


آدم اينجا تنهاست


و در اين تنهايي، سايه ناروني تا ابديت جاري است.


به سراغ من اگر مي آييد،


نرم و آهسته بياييد، مبادا كه ترك بر دارد


چيني نازك تنهايي من.

 

+ نوشته شده توسط سهیل در یکشنبه بیستم مرداد 1387 و ساعت 12:59 |

 

قانون طلایی غلبه بر نگرانی

 

 

 

دعا ،این سه نیاز روانی افراد را برآورد می سازد.

 

1-دعا به ما کمک میکند چیزی را که مایه آزارمان است ،دقیقا به کلام در آوریم.

(اگر مشکلی را نتوانیم مشخصا بیان کنیم ودر هاله ای از ابهام باقی بماند،نمی توانیم برایش راه حلی پیدا کنیم .دعا راهی شبیه به نوشتن مساله روی کاغذ است .اگر قرار باشد حتی با خدا هم مشکلی را در میان بگذاریم ،باید آن را به کلام درآوریم.

 

2-دعا کردن به ما این احساس را می دهدکه تنها نیستیم و برای غمها یمان شریکی پیدا کردهایم.

در میان ما اندکی اند کسانی که آن قدر قدرت و استقامت دارند که می توانند بار مشکلات و مسائل جان فرسا را یک تنه به دوش بکشند.گاهی اوقات نگرانی های ما بقدری خصوصی هستند که حتی نمی توانیم آنها را با نزدیکترین خویشاوند یا دوست خود در میان بگذاریم.دعا پاسخ به چنین نیازهایی است.همه روانشناسان به ما می گویند هنگامی که مسائل ومشکلات بر دوش ما سنگینی می کنند،از نظردرمانی خوب است آنها را به کسی بگوئیم و اگر نشود درد را به کسی گفت،همیشه میتوانیم به خدا بگوئیم.

3-دعا در انسان نیروی عمل ایجاد میکند و اولین گام به سوی انجام کار است.باور نمی کنم کسی روزهای متوالی برای چیزی دعا کند . ازآن بهره نبرد،به عبارت دیگر قدم برداشتن به سوی مقصود انجام آن را میسر میسازد.یک دانشمند شعیر جهانی میگوید:"دعا قویترین انرژی است که انسان میتواند تولید."

 

مساله آن است که "او"منشا قدرتهای اسرار آمیزی است که طبیعت می تواند در دسترس ما قرار دهد.

 

چرا همین الان این سایت  را  نمی بندید،به اتاقتان نمی روید،در را نمی بندید،زانو نمی زنید و دریچه قلب خود را به سوی او نمی گشائید؟اگر ایمانتان را از دست داده اید،خدای رحمان و رحیم ، آن را به شما باز خواهد گرداند.بگوئید:"پروردگارا!!دیگر نمی توانم تک وتنها به جدال با زندگی ادامه بدهم.به کمک تو و عشق تو نیاز دارم .

همه خطا های مرا ببخش .قلبم را از پلیدی ها پاک گردان.راه آرامش،سلامتی ونیکبختی را به من نشان بده و قلب مرا لبریز از عشق،حتی نسبت به دشمنانم بگردان"

 

پروردگارا!،مرا وسیله آرامش خود در میان بندگانت قرار ده. هر جا نفرتی هست،یاریم کن بذر عشق بیفشانم. هر جا صدمه وآزاری هست،بذر عفو بکارم.هر جا تردیدی هست ،بذر ایمان بیفشانم. هر جا یاس و نا امیدی هست،بذر امید بکارم.هر جا ظلمت است ،روشنایی و هرجا اندوه هست،شادمانی را ارمغان بیاورم.

پروردگارا!!بر من این نعمت را ارزانی دار که بیشتر در پی تسلا دادن باشم تا تسلی یافتن،بیشتر در پی فهمیدن باشم تا فهمیده شدن،بیشتر در پی دوست داشتن باشم تا دوست داشته شدن،زیرا در بخشیدن است که می یابیم . عفو کردن است که بخشیده می شویم و در مردن است که حیات جاوید می یابیم.

 

 

+ نوشته شده توسط سهیل در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 و ساعت 21:20 |

 

راههای کاشتن بذر آرامش و سعادت در ذهن:

 

 

قانون 1: بیایید ذهنمان را پر از فکر آرامش، شجاعت ،سلامتی . امید کنیم زیرا "زندگی ما همان چیزی است که ذهن ما آن را می سازد."

 

قانون 2: بیایید حتی با دشمنانمان حتی الامکان درگیر نشویم،زیرا این کار بیشتر از  آن که آنها را آزرده خاطر کند،از ما نیرو می گیرد. بیایید همان کاری را کنیم که ژنرال آیزانهاور می کرد:حتی یک دقیقه را هم صرف فکر درباره کسانی که دوست نداریم نکنیم.

 

قانون 3: یادمان باشد که تنها راه دست یافتن به خوشحالی و سعادت،انتظار تشکر  از دیگران نیست،بلکه بخشش دوست داشت.

 

قانون 4: یادمان باشد که ناسپاسگزاری را باید"هچون بذری کاشت"بنابراین اگر دوست داریم ،فرزندانمان آدمهای شکر گزاری بار بیایند،باید این صفت را به آنها بیاموزیم.

 

قانون 5: همیشه چیزهایی را که باید شکر شان را به جا بیاورید بشمارید،نه مشکلاتتان را !

 

قانون 6: از دیگران تقلید نکنیم.خودمان را بشناسیم و خودمان باشیم زیرا "حسادت یعنی جهل"و تقلید یعنی خودکشی"

 

قانون 7: وقتی تقدیر به دستمان لیمو ترش می دهد ، از آن شربت درست کنیم.

 

قانون 8: با اندکی شاد کردن دیگران ،اندوه خود را از یاد ببریم."وقتی به دیگران نیکی میکنید،به خود نیکی کرده اید."

 

 

+ نوشته شده توسط سهیل در جمعه یازدهم مرداد 1387 و ساعت 16:33 |


Powered By
BLOGFA.COM