چگونه از انتقاد نگران نشویم
اگر قرار باشد سرت را بالا تر از دیگران نگه داری،حتما بر تو
خرده خواهند گرفت،بنابراین به این قضیه عادت کن.
بیاییم برای خودمان قانونی وضع کنیم:
که نهایت سعی مان را بکنیم وبعد چتری را بالای سرمان
بگیریم وبگذاریم باران انتقاد بجای آنکه از یقه مان پائین برود ،از
اطراف چترمان روی زمین بریزد.
آیا شما فقط از کسانی که تحسین تان کرده اند،با شما
مهربان بوده اند، ودر کنار شما ایستاده اند،چیز یاد می گیرید؟
آیا از کسانیکه شما را پس زده اند و مقابلتان ایستاده اند وبا
شما بحث کرده اند چیز یاد نگرفته اید؟
منطق ما مثل قایق آروارهای است که در دریای تاریک و عمیق
و طوفانی احساسات بالاو پائین میرود. بسیاری از ما نسبت
به آنچه که هستیم حسن ظن داریم،به گذشته فکر می کنیم
و آنچه که امروز بوده ایم می خندیم.
به جای آنکه منتظر بمانیم تا دشمنانمان از ما انتقاد کنند،بهتر
است آنها را به این کار تشویق کنیم.بیائید خودمان جدی تر ین
منتقد خود باشیم.بیائید قبل از آنکه دشمنانمان فرصتی پیدا
کنند که حتی یک کلمه ذرباره عیب های ما حرف
بزنند،خودمان آن را پیدا و درمان کنیم
و بدانیم که "عقاید دشمنانمان درباره ما بیش از عقاید خودمان
مقرون به حقیقت است."
هر آدمی در طول روز حد اقل پنج دقیقه احمق است .عقل
یعنی این که نگذاریم حماقت از این مدت بیشتر شود.
آدم ضعیف با کمترین انتقاد از کوره در می رود،ولی انسان
عاقل از کسانی که از او انتقاد می کنند وآزارش می دهندو
"سر راهش قرار می گیرند"چیز یاد می گیرد.
تا وقتی که در قلب خودت مطمئنی که داری کار درستی انجام
می دهی،از حرفهاییکه مردم به تو خواهند زد ناراحت نشو.
هر کاری را که قلبا به صحت آن اعتقاد دارید انجام بدهید،چون
در هر حال از شما انتقاد می کنندو چه آن کار را بکنید و چه
نکنید به شما لعنت خواهند فرستاد.
ویادمان باشد
مردم شبانه روز درباره من وشما فکر نمی کنندو به آنچه که
درباره ما می گوینداهمیتی نمی دهند.آنها همیشه و همه
وقت ،قبل از صبحانه ،بعد از صبحانه و دقیقا تا ده دقیقه بعد از
نیمه شب ،فقط به خودشان فکر می کنند.آنها برای سر
دردجزیی خودشان هزاران بار بیشتر از خبر مرگ من وشما
آشفته می شوند.
+ نوشته شده توسط سهیل در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت
11:23 |